خرید بک لینک
زائری گمگشته ام، رَه‌بر کجاست؟کشتیِ بی ناخدا! لنگر کجاست؟خیمهء جانم در آتش سوختندای جماعت! یار و هم‌سنگر کجاست؟ تیغِ هم‌رزمان گلویم را شکافتشیرِ دوران، فاتحِ خیبر، کجاست؟عزّتم، نعشی به خاک افتاده شدبر زمین افتاده را، یاور کجاست؟ماردوشان، مغزمان را خورده اندکاوهء دادآرِ آهنگر کجاست؟لیلة البدر است و ابری از سکوتخفته در دل، بادِ خنیاگر کجاست؟از غزل کهنه شرابی دارم، ایساقیِ لب تشنگان! ساغر کجاست؟سیلِ غم دارد جهان را می‌بردکشتی ات ای نوحِ پیغمبر، کجاست؟ابرِ باران‌زای چشمت، نیست باد *آفتابِ خنده ات آ

برچسب: نویسنده: سجاد اسماعیلی تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 1:18

صفحه بندی